حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
615
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
چنين بود . سامانيان ماوراء النهر نيز به همين روش رفتند و قلمرو صفاريان را گرفتند و دولت سامانى ( 261 - 389 ) را پديد آوردند . ولايتدار و خراجگير منصبداران ديگر داشتند كه داشتند كه مهمتر از همه قاضى بود و بندار كه دادوستد مال با او بود و سپهدار كه كار سپاه را به عهده داشت و صاحب بريد و سرپرست املاك خاصه و صاحب معونت كه دستيار سپهدار بود و اينان از جانب وزير منصوب و با عزل او معزول ميشدند و با وزير نو تجديد ميشدند و از تعاقبشان آشفتگيها ميزاد و كارها معطل ميماند . ولايتدارى از مناصب معتبر بود . ولايتداريهاى بزرگ از وزارت مهمتر مينمود . انتخاب و نصب ولايتدار تشريفات خاص داشت كه قلقشندى دربارهء آن گويد : " اگر ولايتدارى كه خليفه نصب ميفرمود از اميران نواحى دور چون مصر و مانند آن بود خلعت و تشريف ولايتدارى از بغداد با فرستاده خاص براى او ميرفت كه جبه اطلس سياه حاشيه طلائى بود و طوقى زرين كه به گردن مينهاد با دو بازوبند طلا و شمشيرى با غلاف زر و اسبى با زين زرين و پرچمى سياه كه نام خليفه را سپيد بر آن رقم زده بودند و بالاى سر ولايتدار نصب ميشد و چون تشريف به ولايتدار ميرسيد خلعت و عمامه مى - پوشيد و شمشير بكمر مىبست و بر اسب مىنشست و با دسته همراهان تا قصر حكومت ميرفت گاه ميشد همراه خلعت امير خلعتهاى ديگر بود خاص فرزند يا وزير با خويشان وى . " از گزارشى كه ابن اثير از وضع دولت عباسى بدوران راضى ( 322 - 329 ه ) آورده نام ولايتهاى اين دولت لرزان را ميتوان دانست كه بيشتر ولايتداران آن استقلال داشتند و براى خليفه جز بغداد و توابع نمانده بود كه زير سلطه ابن رايق بود و خليفه را بر آن تسلطى نبود . بقيه ولايتها نيز چنين بود بصره بدست ابن رايق بود . خوزستان بدست بريدى بود ، فارس بدست عماد الدوله بويهى بود . كرمان بدست